الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
267
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
سخن با رمز و اشارت با حروف وجود دارد و شيوهاى غريب نيست . شاعر « 1 » گويد : قلنا لها : قفى لنا ، قالت : قاف * لا تحسبى أنّا نسينا الإيجاف « 2 » مقصود وى از « قاف » ، « قد وقفت » است كه با رمز و با بيان حرف قاف - كه كنايه از واژهء كامل است - بدان اشاره كرده است . همچنين نحاس « 3 » را با حرف « ص » ، نقد « 4 » را با حرف « ع » و سحاب « 5 » را با حرف « غ » ، به صورت رمزى بيان كردهاند ؛ چنان كه برخى چيزها را با حروف نام گذاشتهاند ؛ مانند كوه قاف و نيز « نون » براى ماهى . گاه همچنين برخى اسامى خاص اشخاص [ عَلَم ] را با حروف مشخص كردهاند ؛ براى نمونه پدر حارثه را « لام » ناميده ، مىگويند : حارثة بن لام . نمونهء ديگر ، كاستن حروفى چند از يك واژه و دلالت حروف باقى مانده بر آن است ؛ چنان كه در ترخيم « 6 » وجود دارد ؛ مانند « يا حارُ » با حذف « ثاء » ( يا حارث ) و « يا مالُ » با حذف « كاف » ( يا مالك ) . نيز مانند اين رجز : ما للظليم عال كيف لا يا * ينقد عنه جلده إذا يا « 7 » مقصود از « ياء » ، ياء مضارع و اشارهء رمزى به كلمهء « يفعل » است ؛ يعنى « لا يفعل » و « إذا يفعل » . ديگرى نيز گفته است :
--> ( 1 ) . اين شعر در تفسير خازن ( ج 1 ، ص 23 ) به راجز نسبت داده شده است . نام وى اغلب بن عمرو عجلى است كه از شاعران سالخوردهء مخضرم بود . [ مخضرم : كسى كه اسلام و جاهليت را درك كرده ، ولى پيامبر را نديده است . ] او در حادثهء نهاوند در لشكر شكستخوردهء كوفه به سركردگى سعد ، در سال 21 از دنيا رفت . او نخستين كسى است كه ارجوزههاى بلند را سرود ، بدين جهت راجز نام گرفت . [ ارجوزه : قصيدهاى از بحر طويل . ] ( 2 ) . « به او گفتيم : براى ما بايست ؛ گفت : ايستادم ؛ گمان نكن كه ما سرعت سير را از ياد بردهايم . » ( 3 ) . [ نحاس : مس . ] ( 4 ) . [ نقد : پول نقد . ] ( 5 ) . [ سحاب : ابر . ] ( 6 ) . [ ترخيم : حذف برخى از حروف منادا . ] ( 7 ) . « چه چيزى به شتر مرغ نر رسيد ؛ هنگامى كه به سرعت دويد ! شگفتا كه چگونه پوست بدنش از وى جدا نمىگردد ؛ آن گاه كه مىدود . »